«او را برگردانید» از قواعد ژانر ترسناک پیروی میکند، اما آنچه که میبینیم، تنها یک فیلم منزجرکننده دربارهی کودکان ربودهشده، مناسک ترسناک و سرمازیستی نیست؛ جدیدترین ساختهی برادران فیلیپو، در لایههای عمیقتر خود، تراژدیای درباره فقدان و وسوسهی جذاب بازگرداندن عزیزانِ ازدسترفته است. نقد فیلم «او را برگردانید» (Bring Her Back) را در این مطلب میخوانید.
هشدار! در نقد فیلم «او را برگردانید» خطر لو رفتن داستان وجود دارد.
قصه دربارهی جوانی به نام اندی (بیلی بارات) و خواهر کمبینایش، پایپر (سورا وانگ) است که پس از مرگ ناگهانی پدر، حالا باید مدتی را در خانهی لورا (سالی هاوکینز) زندگی کنند تا اندی به سن قانونی برسد و بتوانند خانهای مستقل بگیرند. لورا، زنی که سرپرستی کودکان را موقتا برعهده گرفته، مرکز ثقل روایت است و هاوکینز با بازی درخشانش چهرهای از اندوه را مجسم میکند که به مرحلهای خطرناک رسیده. لورا دخترش را از دست داده است و از همان لحظه، جهان برایش بیمعنا شده. او به دنبال بازگرداندن چیزی بازگشتناپذیر است، و این عطش، او را به سمت مناسک ممنوعه و باورهایی تاریک سوق میدهد. لورا شاید به مرز جنون رسیده باشد اما مادرانگیاش را از دست نداده و به پناهگاهی برای پایپر تبدیل میشود. آسان است که از وی متنفر باشیم، اما نمیتوان به او حس ترحم نداشت.
نقد فیلم «او را برگردانید»؛ مرثیهای برای آنها که رفتهاند
اندی، مصداق بارز نوجوانی با تروماهای فراوان است که گذشتهای مملو از خشونت را پشت سر گذاشته است؛ پدری که با رفتارهای آزارگرانهاش زخمی عمیق بر روان او گذاشت و اکنون مرگش هم تسلیبخش نیست. اندی در خانهی لورا، هم به دنبال محافظت از خواهر کوچکش است و هم تلاش میکند میان نیاز به امنیت و ترسها و تردیدهایش تعادل برقرار کند. نگاههایش پر از خشم و درماندگی است، و همین او را به قهرمانی پیچیده بدل میکند: جوانکی یتیم که میخواهد مسئولیتپذیر باشد، به همه ثابت کند که میتواند اما هرچه بیشتر تلاش میکند، بیشتر در منجلابی که لورا برایش ساخته فرو میرود.
پایپر وضعیت متفاوتی دارد. نابینایی او در حقیقت استعارهای از وضعیت همه شخصیتهاست؛ آنها نیز در جهانی بینور و پرابهام گرفتارند. آسان بود پایپر در قالب یک شخصیت قربانی عرضه شود اما برادران فیلیپو از این کار امتناع میکنند. پایپر شاید جهان را واضح نبیند اما سرشار از زندگی است. او با وجود حضور محدودتر، قلب فیلم است و پرسشهای جالبی مطرح میکند. خصوصا وقتی که درک میکنیم کمبینایی دلیل اصلی انتخابش برای جایگزینی کتی -دختر متوفی 12 سالهی لورا- است.
اما چگونه میتوان چیزی بازگشتناپذیر را بازگرداند؟ گویا بهواسطهی آیینهایی غریب که لورا به آنها متوسل شده است. این مناسک در ظاهر قرار است دخترش را بازگردانند، اما هرچه بیشتر جلو میرویم، بیشتر درمییابیم که این تلاشها چیزی جز بازتولید خشونت نیست و مراسمی که به ظاهر برای بازگرداندن «کسی»ست، بیشتر به نابودی «همه» منتهی میشود.
فیلم در نمایش خشونت، بههیچوجه محافظهکار نیست. با اینکه اولویت اصلی برادران فیلیپو، خلق فضایی غمانگیز بوده که ترس را نه ناگهانی بلکه زیرپوستی منتقل کند اما آنها با چند سکانس دیوانهوار، وجودتان را درد میآورند. لحظاتی که اُولی -اولیور- (جونا رن فیلیپس) چاقو را گاز میزند یا دندانهایش را با میز خرد میکند را نمیتوان تماشا کرد و تحت تاثیر قرار نگرفت. اما جالب است که حتی در این سکانسها هم نوعی فقدان موج میزند؛ چیزی که با درونمایهی فیلم همسو است. در اُولی نیز خلاء بزرگی وجود دارد که گویی با هیچچیز پر نمیشود.
ردپای آثار آری آستر را هم میتوان در فیلم دید. «او را برگردانید» از جنبهی بصری و فضاسازی، شباهت زیادی به «موروثی» دارد. برادران فیلیپو اینجا به نورپردازی اهمیت ویژهای دادهاند و فضایی افسرده ایجاد میکنند که چندان هم از وضعیت روانی شخصیتها دور نیست؛ آدمهایی که نه در روشنایی آرام میگیرند و نه در تاریکی مطلق رها شدهاند تا حداقل تکلیفشان مشخص شود.
کارگردانی دنی و مایکل فیلیپو یک کلاس درس برای فیلمسازان جوان است که میخواهند با بودجههای کوچک، آثار ترسناک بسازند. آنها اینجا از تکرار «با من حرف بزن» خودداری میکنند و در تلاش هستند تا نوع متفاوتی از ترس خلق کنند. فیلیپوها با شاتهای اغلب ثابت، ما را کنار شخصیتها در خانهی خفقانآور لورا حبس میکنند و اجازه نمیدهند لحظهای آرامش داشته باشیم.
با این حال، روایت فیلم بینقص نیست. تلاش برادران فیلیپو برای ایجاد تعادل میان عناصر وحشت روانشناختی و عناصر سورئال -و مرموز- گاهی اوقات نامتوازن به نظر میرسد. برخی از خرده پیرنگها، مثل سازوکار دقیق «مناسک»، کمی گیجکننده است و با قاطعیت نمیتوان دربارهی بعضی از ابعاد قصه اظهار نظر کرد. مشخصا، ابهام باعث کنجکاوی میشود و به نظرم اینجا جواب داده است؛ ضمن اینکه فیلم قصهی پیچیدهای هم ندارد و تقریبا مشخص است که لورا چه هدفی را دنبال میکند. بنابراین رویکرد سازندگان را باید عامدانه بدانیم، برادران فیلیپو نمیخواهند همهی سوالات را مستقیما پاسخ دهند و به مخاطبان خود اعتماد دارند و میدانند که جوابهایش را پیدا میکند.
برگ برندهی فیلم اما بازیها است. سالی هاوکینز با چهرهای شکسته و صدایی لرزان، لورا را زنی نشان میدهد که روی مرز بین انسان و هیولا قدم میزند. از هاوکینز کمتر از این هم انتظار نمیرفت اما سه بازیگر جوان دیگر هم پابهپای او پیش میروند. جونا رن فیلیپس (اُولی) آنقدر اینجا متفاوت است که احساس میکنید واقعا تسخیر شده است. سورا وانگ موفق میشود تا پایپر را به شخصیتی دوستداشتنی تبدیل کند و البته بیلی بارات هم قابل قبول ظاهر میشود.
«او را برگردانید» بهترین فیلم ترسناک سال نیست اما یکی دیگر از آثار ترسناک-هنری خوشساخت سالهای اخیر است که از کلیشهها و جامپاِسکرها اندکی فاصله میگیرد و سعی میکند عمیقتر باشد. وحشت اینجا از روان آدمها میآید، از اندوهی که مهار نمیشود؛ از این نظر، فیلم را میتوانیم در کنار آثار روانشناسانهای همچون «بابادوک» و «میدسامر» قرار دهیم که آنها هم دغدغه مشابهی داشتند.
نکات مثبت
- کارگردانی برادران فیلیپو
- بازیها
- تمرکز فیلم بر ایجاد ترس زیرپوستی
- پرداخت درست مضمون فقدان
نکات منفی
- چند حفره داستانی کوچک
تماشای «او را برگردانید» بههیچوجه آسان نیست؛ آن را نمیتوان سرگرمکننده یا لزوما ترسناک -به شکل سنتیاش- دانست اما اندوهی که به ما منتقل میکند را نمیتوان نادیده گرفت. در پایان فیلم، شاید چندان نترسیده باشید اما کاملا محتمل است که غم فیلم برای مدتی با شما باقی بماند. برای آن دسته از طرفداران ژانر وحشت که حاضر به روبهرو شدن با تاریکی نهفته در «او را برگردانید» هستند، آخرین ساختهی برادران فیلیپو راضیکننده است اما برای کسانی که بهتازگی یکی از عزیزان خود را از دست دادهاند، این فیلم نه یک اثر ترسناک بلکه یک تراژدی محض خواهد بود.
شناسنامه فیلم «او را برگردانید» (Bring Her Back)
کارگردان: دنی فیلیپو، مایکل فیلیپو
نویسنده: دنی فیلیپو، بیل هینزمن
بازیگران: بیلی بارات، سورا وانگ، جونا رن فیلیپس، سالی-آن آپتون، میشا هیوود و سالی هاوکینز
محصول: ۲۰۲۵، ایالات متحده، استرالیا
امتیاز سایت IMDb به فیلم: 7.2 از 10
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 89٪
خلاصه داستان: داستان درباره اندی و پایپر، خواهر و برادر ناتنی یتیمی است که پس از مرگ ناگهانی پدرشان، لورا، مادرخواندهای مرموز و روانپریش، سرپرستیشان را برعهده میگیرد. لورا که در سوگ دختر نابینایش، کتی، است، قصد دارد با انجام مراسمی تاریک و ترسناک، روح دخترش را به بدن پایپر منتقل کند. اندی و پایپر با کشف این راز وحشتناک، حالا باید راهی برای نجات جان خود پیدا کنند…
نقد فیلم «او را برگردانید» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجیکالا مگ نیست.
منبع: دیجیکالا مگ
source