حالا کمتر کسی به یاد میآورد اما انیمیشن «پری دریایی کوچولو» (The Little Mermaid)، پلی جدید برای درخششِ نبوغ و خلاقیتهای شرکت دیزنی به شمار میرفت. این پویانمایی، اقتباسی آزاد از افسانه مشهور هانس کریستیان اندرسون با همین نام است. میراث ارزشمند و در عین حال پیچیدهی «پری دریایی کوچولو»، دربردارنده مفاهیمی گسترده است که همگی از استدلالهای مختلفی مشتق شدهاند. درواقع یکی از جالبتوجهترین موضوعات پیرامون آن به اتفاقات خوبی که پس از اکران در دنیای انیمیشنسازی رقم زد، ارتباط دارد. اما البته که این پویانمایی هم در لایههای زیرین خود، همچون دیگر آثار هنری، معنای عمیق و پرسشبرانگیزی را مورد برسی قرار میدهد. بنابراین یک چالش عجیب دربارهی آن، ذهن برخی از افراد را درگیر کرده است؛ چالشی که میگوید: آیا این اثر یک فیلم آیندهنگر و مبتکرانه است یا داستانی پر از ایراد که میخواهد بر جریانهای مردسالارانه قوت ببخشد؟
تاکید بر کلیشههای ضد زنان و داستانی پر ابهام
اگر از آخرینباری که «پری دریایی کوچولو» را دیدهاید، خیلی سال است که میگذرد، شاید چندان چارچوبهای فکری و باوری جاری در شخصیتها را به خاطر نمیآورید. اما یکی از چیزهایی که طی این سالها بسیار مورد بحث بوده است، نوع برخورد با انتخابهای زنان و عدم آزادی آنها برای به تجلی رساندن خواستههایشان بوده است. نگاه سختگیرانه، بیمناک و احتمالا خودخواهانه کاراکترهایی چون پدر آریل و سباستین (خرچنگ)، ساختار روایت را به شکلی پیش میبرد تا مبدا آریل دست از پا درازتر نکند! اما احتمالا این شدتِ عمل کنترلگرایانه یا شاید هم سرکوبگر -ورای معانیای که این کلمات دارند- کاملا منطقی و از سوی دیگر نادرست است.
اگر بخواهیم صرفا به جنبهی منطقی آن نگاه کنیم، شاید گمان کنیم که نگرانی و سختگیریهای پدر آریل واقعا درست به نظر میرسد، زیرا آریل فقط ۱۶ سال سن دارد. ولیک اثر هرگز به این مشکل نمیپردازد که کمسنی او، مستقیما روی تصمیمگیریهایاش اثر میگذارد. حال تنها موضوعی که مهم تلقی میشود، ترس از ورود به دنیای ناشناختهایست که دربارهی آن به صورت محدود و مبهم، مدام حقیقیتهایی درحال زمزمه شدن است. به طور مشخص، در دستگاه فکری خیلی از ما، پدیدههایی که از آنها درک وسیعی نداریم، میتواند ترسناک باشد و حتی شاید گاهی این احساس و ادراک را به دیگران هم تحمیل کنیم که مشخصا پدر آریل برمبنای همین جهانبینی، تصمیمهایی را میگرفت.
علیرغم اینها، درنهایت آریل از شدت کنترل و خشم پدر خود به دنیایی که از آن منع شده بود فرار میکند. ارزشهای او در دنیای زمینی، گویا همانند جهان زیر آب، فقط با وجودیت مردان بازتعریف و تایید میشود. او برای رسیدن به عشق، باید صدای زیبا و خانوادهی خود را کنار بگذارد. تماشای اثر با استفاده از این استدلال به چنین گمانی سروشکل میدهد که هیچ «مَنی» در دنیای شخصی آریل وجود ندارد. او مهرهای پر از رویا -اما خاموش و منفعل- در بازی زندگی است و زمانی که پدر سختگیر او تسلیم باورهای عجیباش میشود، بالاخره آریل طعم آزادی را میچشد.
یک داستان الهامبخش
تمایز اصلی و مهم انیمیشن «پری دریایی کوچولو» با داستان (رمان)، یک مسئلهی جالبتوجه است و هیچ شکی نیست که قصه و خطروایی آن از منبع اصلی، قویتر به نظر میرسد. درواقع نوع پرداخت و بیان برخی از موضوعات در داستانپردازی این انیمیشن، به شخصیت آریل و اتفاقات پیراموناش، رنگوروی بهتری داده است. همچنین سازندگان به وسیلهی یک زیر متن حسابشده، مضامین پیچیده را در مسیری بسیار کارآمد از رخدادها و حوادث داستانی قرارا دادند تا قصه از بیروحی و خاکستری بودن خارج شود.
جایگاه موسیقی آن در انیمیشنهای دیزنی
ابهاماتی که حولمحور درونمایهی این اثر شگفتانگیز و به یادماندنی در جریان است، هرگز بدان معنا نیست که باید همه چیز را دربارهاش زیر سوال ببریم، بلکه انیمیشن «پری دریایی کوچولو»، سرشار از ویژگیهای درخشان و قابلدفاعیست که نمیتوان به راحتی از آن گذر کرد. برای نمونه، موسیقی متن ستودنی و گوشنوازی که دارد، یکی از بهترین مولفههای آن به شمار میرود و تعدادی از ترانههای عاشقانه ماندگار دیزنی را اینجا پیدا میکنید. شاید انیمیشنهای بعدی دیزنی همچون «شیر شاه» در قیاس با این اثر، موسیقی متن خارقالعادهتری را ارائه دادند، اما طنیناندازی آوازهای آریل و خرچنگ خوشصدا و یا حتی اجرای سمفونیهایی به سبک دنیای زیر آبهای اقیانوس در بستر این روایت پر از درام، لحظهبهلحظه احساسات ما را قلقلک میدهد. درواقع موسیقی در دنیای جادوییِ موجوداتی چون پریهای دریایی، داستان را سراسر با خلاقیتهای بازیگوشانه و البته هیجان خاصی همسو میکند و شاید روایت، شخصیتها، دیالوگها و تصویرسازیها به تنهایی نمیتوانستند. درواقع گویا بخش بزرگ و مهمی از قدرت بخشیدن به مضمون داستان، تمام قد بر دوش موسیقی متن است.
منبع: cbr
source